داخلی  »  خبر  »  فرهنگی هنری

هجرت اساتید ایرانی به غرب

خداحافظ جناب استاد

کد مطلب : 30775 9 شهريور 1388 ساعت 12:01


فرارو- مرتضی اصلاحچی: فرار مغزها امر غریبی در کشور نیست و مسئولین نالان اند از مغزهایی که پس از خرج هزینه های بسیار فرار را بر قرار ترجیج می دهند و جلای وطن می کنند تا وضع مطلوب خویش را در ناکجا آباد غربت بیابند.
 
اگر تا چندی پیش مغزهای جوان توشه سفر می بستند تا قدم در راهی بگذارند که از پایانش خبر ندارند و تنها دارائی شان مدرکی است از دانشگاه های معتبر وطنی اما اندک زمانی است که مغزهایی استخوان خورد کرده و جلا دیده که سالیان سال دانشجویان فراوانی در محضر آنها زانوی ادب زمین زده و کسب علم کرده اند بار و بنه می بندند تا شاید دوران پختگی خود را در جای دیگری از دنیا به تحصیل و تدریس بپردازند.
 
اینان اما چونان مغزهای جوان نیستند چرا که به پشتوانه سال ها تدریس و تحقیق، دانشگاه ها ی معتبر بسیاری خواهان به خدمت گرفتن آنهایند و در زمانه ای که دانشگاه های داخلی قدر نعمت نمی دانند اما گوهر شناسان غربی قدر گوهر های ما را دانسته و آنها را به قیمت های بسیاری در اختیار خویش می گیرند.

استاد شفیعی کدکنی که پنج شنبه گذشته جلای وطن کرد اولین و آخرین بزرگی نیست که رهسپار غرب می شود. پیش از او کسانی چون حسین بشیریه و محسن کدیور نیز چنین کردند.
 
اگر دکتر حسین بشیریه پس از فرصت مطالعاتی خود به ایران بازگشت و با مشکلاتی برای تدریس مواجه شد و در نهایت انگلستان را برای زندگی و تدریس برگزید و اگر محسن کدیور پس از اخراج از هیئت علمی دانشگاه تدربیت مدرس رهسپار آمریکا شد تا فعالیت های دین پژوهی خود را در جایی دیگر ادامه دهد اما شفیعی کدکنی گویا ترجیح داد تا پیش از آنکه حکم بازنشستگی خود را در دستان خویش ببیند طی اقدامی خود خواسته رهسپار ایالات متحده شود تا آنها را با زبان و ادب پارسی آشنا کند.

چند سالی است که در کمال حیرت جامعه دانشگاهی اساتید باتجربه بازنشسته شده و دانشجویان از نعمت استفاده از آنها محروم می شوند. اگر سال گذشته از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران اساتیدی چون رضا داوری اردکانی، ابراهیم باستانی پاریزی و علی شیخ الاسلامی بازنشسته شدند اما برای امسال نام هایی همچون غلامحسین ابراهیمی دینانی، محسن جهانگیری،  کریم مجتهدی و محمد رضا شفیعی کدکنی به گوش می خورد که گویا خود را آماده دریافت حکم بازنشستگی می کردند. 

در این میان اما استاد کدکنی ترجیح داد پیش ازآنکه حکم بازنشسگی خود از دانشگاه تهران را دریافت کند با حکم پذیرشی به نیوجرسی برود تا وقفه ای در امر تدریسش ایجاد نشود.

باری محمد رضا شفیعی کدکنی پنج شنبه گذشته صندلی تدریس خود در دانشگاه تهران را ترک کرد و پا بر پله های هواپیما گذاشت تا ادب دوستان شیفته قند پارسی را از اندوخته سالیان خویش بهره مند کند. مسلما با آغاز سال تحصیلی جدید دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه تهران جای خالی او را به خوبی احساس خواهند کرد اما چه می شود کرد که دیگران قدر نعمت های ما را بهتر از ما می دانند.

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در سال ۱۳۱۸ دربخش كدكن شهرستان نیشابوردرخراسان، چشم به جهان گشود. شفیعی کدکنی دوره‌های دبستان و دبیرستان را در مشهد گذراند، و چندی‌ نیز به‌ فراگیری‌ زبان‌ و ادبیات‌ عرب, فقه،‌ کلام‌ و اصول‌ سپری کرد.
 
او مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت. او از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی به شمار می‌رود.

وی سرودن شعر را از جوانی به شیوه کلاسیک آغاز کرد. ولی پس از چندی به سوی سبک نو مشهور به نیما یوشیج روی آورد. او با نوشتن در کوچه باغ های نیشابور به نام‌آوری رسید.

آثار شفیعی را می‌توان به دو گروه انتقادی و مجموعه اشعار خود وی تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه نظریه ادبی می‌شود، که بخشی از آن‌ها در زیر آورده شده‌اند. در میان آثار نظری شفیعی کدکنی کتاب "موسیقی شعر" جایگاهی ویژه دارد و در میان مجموعه اشعار در "کوچه باغ‌های نشابور" آوازه بیشتری دارد.

شفیعی کدکنی را باید در زمره شاعران اجتماعی بدانیم. او در اشعار خود تصویری از جامعه ایرانی در دههٔ ۴۰ و ۵۰ خورشیدی را بازتاب می‌دهد، و با رمز و کنایه آن دوران را به خواننده می نمایاند. دلبستگی و گرایش فراوان به آیین وفرهنگ اسلامی و بخصوص خراسان نشان می‌دهد.

از او تاکنون مجموعه اشعاری چون "زمزمه‌ها"، "شبخوانی "، "از زبان برگ" ، "درکوچه باغ های نیشابور" ، "بوی جوی مولیان" ، "از بودن‌ و سرودن "، "مثل درخت‌ در شب‌ باران"، "هزاره‌ دوم‌ آهوی‌ کوهی" منتشر شده است.

از او تا کنون چندین جلد کتاب در زمینه آثار انتقادی و نظری و تصحیح متون منتشر شده است که از میان آن می توان به "صور خیال در شعر فارسی"، "موسیقی شعر"، "تصحیح دیوان عطار"، "تصحیح تذکره الاولیاء"، "زمینهٔ اجتماعی شعر فارسی"،"تصحیح غزلیات شمس تبریز" اشاره کرد.

محمود دولت آبادی داستان نویس سرشناس ایران پس از عزیمت وی طی گفتگویی با روزنامه تهران امروز می گوید:« خيلي متاسف بايد باشيم كه اگر جامعه اجازه مهاجرت شفيعي كدكني را بدهد. اين خبر، خبر خوبي نيست و نمي‌توانم آن را بپذيرم.»

او می افزاید:« او بارها رفته و برگشته است، اميدوارم اين بار هم بازگردد. او در فرهنگ و ادبيات ما؛ چه قديم و چه جديد تكه‌اي جواهر است. شخصيتي است كه گذشته ما را به امروز ما پيوند زده و مهمترين ويژگي او همين است كه ديروز ما را با زبان و ادبيات و فرهنگ امروز ما پيوند زده است.»

همچنین حافظ موسوی، شاعر معاصر نیز در مدح شفیعی کدکنی اینگونه سخن بر زبان جاری می سازد:« نبود شفيعي در جامعه دانشگاهي و حوزه ادبيات مايه تاسف است. دورادور از علاقه او به اين كشور و مانند همه خراساني‌هاي ديگر به زبان فارسي مطلع هستم. اميدوارم شرايطي ايجاد شود كه او بازگردد. جاي خالي او بسيار احساس مي‌شود. كدكني خيلي شتابان نرفت. متاسفانه جامعه ما شتابان به سمت پوپوليسم حركت مي‌كند. عده‌اي گمان مي‌كنند با زير سوال بردن نوابغ در هر زمينه‌اي به مقاصد خود مي‌رسند اما اينگونه نيست.»

بهاء الدین خرمشاهی نیز بر این عقیده است که « مانند بسياري از اهل فرهنگ خبر مسافرت برادر دانشمند دلبندم استاد دكتر محمدرضا شفيعي‌كدكني را شنيده‌ام. چندين دهه پيش ايشان در همان دانشگاه و نيويورك و يك دانشگاه ديگر و اگر خطا نكنم در آكسفورد به تدريس اشتغال داشته برعكس ديگران كه ممكن است از شنيدن خبر ناراحت يا ناراضي و معترض باشند با قياس به نفس ناخودآگاه آغاز اين مرحله از زندگي فرهنگي و عادي ايشان را به فال نيك مي‌گيريم. اين بزرگمرد براي تعريف و تصحيح و ترجمه بيش از 50 متن درجه يك بيش از حد انساني به قول حافظ كوشيده و تلاش مضاعف كرده است بر آنكه خسته نباشيد و خدا قوت گوييم با انتظاري بي‌جا مي‌خواهيم بماند.»

به هر تقدیر و به هر انگیزه شفیعی کدکنی ایران را ترک کرد و خیل دانشجویان مشتاق زبان و ادب فارسی از نعمت وجود او محروم شدند اما امید است که نظام آموزش عالی کشور توجه ویژه ای نسبت به مفاخر این مرز وبوم داشته باشد و شرایط فعالیت های تحقیقی و پژوهشی آنان را تسهیل کند تا پی در پی خبر خروج یکی از آنها از کشور را نشنویم.

ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
Balatarin
نظرات بازديدکنندگان
1388-06-11 19:36
پس چرا برای ما امکانات تهیه نمی شود تا بر گردیم و در مورد آمریکا و کانادا و نقض حقوق بشر و ساخت فیلم و سمینار و ...همکاری نمائیم....چرا این قدر کار شکنی و کم توجهی از طرف مسئولان وزارت ارشاد و دفتر آقای احمدی نژاد ...از کانادا صفحه الف فیلتر گذاشتند و از کانادا نمی شد آزادانه همه مطلب را گفت امنیت نداریم در مورد نقض حقوق بشر در آمریکا و کانادا بعداز یازده سپتامبر ..امکانات بدهید آقای احمدی نژاد شعار بس است هر روز یک توهین ..یارو آب دهنش رو جلوی آدم می اندازد ...امگریشن آمریکا تا سوراخ...آدم را جستجو می کند و با سفید پوست و یهودی کاری ندارند فقط به ما ایرانی ها گیر می دهند و من مبور هستم جدی بنویسم...و گاهی او قات ممکن است حتی اشتباه کرد حرف توهین آمیزی بزنم که به دل نگیرید.....
1388-06-11 20:15
سایت فرارو لطفا سایتتان را از هرزه گویی مصون نگاه دارید. با تشکر
1388-06-12 19:02
هرزه گوئی چیه آقا یک عمر شما ها خالی بندی کردید ای به حال خالی بندهای لس آنجلسی و کانادای 100 ساعت فیلم و هزاران عکس از شما تهیه کردم از جامعه کثیف و بی بندو بارشما ...به ایران برگردم آبری نداشته شما ها را خواهم ریخت ..تا کی چهره زشت خود را در پشت حمایت از حقوق بشر پنهان خواهید کرد
1388-06-11 20:16
سایت فرارو لطفا سایتتان را از هرزه گویی مصون نگاه دارید. با تشکر
1388-06-11 20:25
به این علت ناراحت شدم و کار اشتباهی بود و پوزش از طرف من چون با شم خود بی عدالتی و تحقیر و توهین و زندگی سخت ایرانیان را می بینم خودکشی می کنند ..تن فروشی و اعتیاد و قتل و..بله در کانادا و آمریکا اگر رسانه های فارسی بی بی سی و صدای آمریکا دروغ می گویند و ملتی را فریب می دهند من این کاره نیستم و بار ها گفته ام دوربین دارم و هنر و ذوق اطلاع دهید اگر شما در خارج ایرانی موفقی هستید تا من گذارش تهیه کنم چون من می دانم این ها خالی بند هستند و چرا دنبال فرهنگ غرب می روند ؟خوب شد آد م های دلسوزی مانند من آمدند و این معجز ه بو د که بدون پول آمدم آمریکا تاشاهد دروغ گوئی این ها باشم بیا ئید با من بحث کنید و نیم ساعت رسانه آمریکای خود را به درد دل من بدهید مر من ایرانی نیستم ؟ فقط از ایران بهانه می گیرند جلوی پای خودشان را نمی بینند
1388-06-12 09:36
واقعااستادحق دارد،آقایی که می گویدبایدایستادونرفت متوجه تضییقات وتحقیرهانیستندمی بینی هرچه چاپلوس ترباشی بهتراست مادرمحیط کارمان به عینه می بینیم که قشرباظرفییت وکاردان به صرف اینکه نان به نرخ روزخورنیست به بازی گرفته نمی شودولی درعوض عده ایی هیچ 0بعضی افرادغیرمتوجه هم نگاه دیگری روی شمامی کنند0
1388-06-11 13:29
خیلی بی ادب و بی نزاکتی hajiagha
1388-06-10 21:14
فرار مغزها امر غریبی در کشور نیست و مسئولین نالان اند از مغزهایی که پس از خرج هزینه های بسیار فرار را بر قرار ترجیج می دهند و جلای وطن می کنند تا وضع مطلوب خویش را در ناکجا آباد غربت بیابند. در مورد مطلب خروج این یارو شفیعی کدکنی من مطلب دادم اما شما سانسور کردی خاک بر سرت احمق تو سر دبیر کودن ..برای چی مطلب یک هنرمند سر شناس رو سانسور کردی بی شعور همین روز ها پول جمع می کنم و از این خراب شده غرب بر می گردم ایران خاک تو او سرت لیاقت شما همان قاضی مرتضوی است از دروغ نوشتن و تبلیغ فرهنگ غرب به چه نتیجه ای می خواهی برسی احمق بی سواد وقتی با مدرک دکترای هوا و فضا و فزیک و...دارند رانندگی تاکسی می کنند و نژاد پرستی بیداد می کند ..این آقا با آمدن به خارج فقط زندگی خودش را به خطر انداخته ...شما ها کودن هستید نه نویسنده مثل شما هرززه و مفت خور تو کانادا و آمریکا زیاد داریم ..برای چی مطلب من را سانسر کردی ؟واقعیت را گفتم .. حاجی آقا کاریکاتوریست گل آقا
1388-06-10 13:37
تو خامشی که بخواند؟ تو می روی که بماند؟ که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟
1388-06-09 15:37
اولا مردي و بزرگي اصلا به اين فرمايشات شما نيست. استاد شفيعي كدكني خيلي خيلي بيشتر از آنچه كه بسياري از جوانان محترم به ياد بياورند در حد وسع خود براي ادب و فرهنگ اين مرز و بوم تلاش كرده‌اند و اتفاقا من خوشحالم كه تشريف بردند چون اين طوري لااقل مطمئن خواهيم بود كه سلامت خواهند بود و هرگز مجبور به مجيز گويي اين حضرات نخواهند شد. در اين برهه وانفسا كه يك عده بي فرهنگ مقدر بر آب و خاك و فرهنگ ما شده‌اند بهتر است ذخاير علمي و فرهنگي خود را در جاي ديگري از گزند اينان حفظ كنيم. بدون شك استاد شفيعي حالا كه در آمريكا تشريف دارند مي‌توانند بدون دغدغه و خودسانسوري حقايق فرهنگ ايراني را تقرير و چاپ كنند همانطور كه سالهاست بقيه اساتيد از جمله استاد يارشاطر و دوستانشان دارند اين تلاش را مي‌كنند. تاريخ پر افتخار ايران پارسي هميشه جاودان خواهد ماند. بر تمام خدمتگذاران اين آب و خاك درود.
1388-06-09 17:06
خلاء فرهنگی و علمی جامعه ایران با حاکمیت طرفداران جهل و ظلمت بابعادی غیر ترمیم رسیده. فرار دادن مغزها و جایگزین نمودن مغز تهی ها در دانشگاه و مدارس علمی ، ضررش بمراتب بیش از چپاول نفت و معادنهای دیگر ایران است. آقای شفیعی کدکنی به کلوب رانده شدگان خوش آمدی.
1388-06-09 19:07
در برابر فرمایش دوست محترم در مورد فرار کردن کار آدم های بزرگ نیست باید گفت که یا شما نمی بینید یا بسیار بی خیالید.
1388-06-09 14:56
به کجا چنین شتابان .. گون از نسیم پرسید، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان..... همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم.... گر از این کویر وحشت به سلامتی گدشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا... امیدوارم استاد هرجا هستن سالم و سلامت باشن.
1388-06-09 13:16
طبق آخرین اخبار واصله از آمریکا استاد شفیعی کدکنی را در آمریکا دستگیر کرده اند و فعلا نه اف بی آی و نه سازمان سیا مسئولیت دستگیری وی را برعهده نگرفته اند و تا حالا معلوم نشده وی در کجا زندانی است. گفته می شود جرم استاد تلاش برای براندازی نرم و انقلاب مخملی در آمریکا می باشد و فعلا از طرف نهادهای خودسر تحت بازجویی قرار دارد و قرار است که در یک برنامه تلویزیونی که از کانال سی ان ان پخش می شود و مجری آن لری کینگ است استاد شفیعی کدکنی به گناهان خود اعتراف کند و به ارتباط خود با آقای حسن نمازی میلیونر و کلاهبردار ایرانی ساکن آمریکا اقرار کند. گفته می شود اتهام آقای نمازی ایجاد رکود اقتصادی در غرب می باشد و استاد شفیعی کدکنی نیز تئوری پرداز این قضیه است. گفته می شود استاد قسم خورده که وی اصلا کاری به اقتصاد نداشته و ندارد ولی اوباما به وی گفته : استاد فکر کردی ما بچه ایم و حالیمون نیست!در ضمن دولت ایران اعتراض خود را از طریق سفارت پاکستان در آمریکا به گوش دولت آمریکا رسانده است ولی دولت آمریکا می گوید وی چون گرین کارت دارد آمریکایی است و این قضیه ربطی به دولت ایران ندارد. این داستان همچنان ادامه دارد...
1388-06-09 13:29
مردی و بزرگی به اینه که بمونی و در شرایط سخت سعی کنی کارت رو انجام بدی وگرنه فرار کردن که کار آدمای بزرگ نیست.از آقای شفیعی این کار بعید بود !!!!!!!!!
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل شما به سايرين